خرید بک لینک
ماه من از خانه بیرون میروم اما کجا امشب؟شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشبپشت ستون سایه ها روی درخت شهرمیجویم اما نیستی در هیچ جا امشبای ماجرای شعر و شبهای جنون منآخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟میدانم . آری . نیستی . اما نمیدانمبیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟هر شب تو را بی جستجو میافتم امانگذاشت

برچسب: نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:00

دروازههای شهرت را به رویم بگشابا تو آنقدر حرف دارم کهبا گفتن تمام نشودسالهاست من لحظاتی را زیستهام کهگره به نام تو خوردهدروازههای شهرت را به رویم بگشامن در آنجا با توشهرهای دیگر را تصاحب خواهم کرداین خانههااین کوچههااین میدانهاکفایت هر دویمان را نمیکند.اُزدمیر آصفترجمه: قادر دلاورنژاد برگ

برچسب: نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:00

مژده طرب :)) چـه مـسـتـیسـت ندانم کـه رو بـه مـا آورد که بـود سـاقـی و این بـاده از کـجـا آورد تـو نـیز بـاده بـه چـنـگ آر و راه صـحـرا گـیر که مرغ نغـمه سـرا سـاز خـوش نوا آورد دلا چـو غنچـه شـکایت ز کار بـسـتـه مکن کـه بــاد صـبـح نـسـیـم گـره گـشـا آورد رسیدن گل و نسرین بـه خیر و خوبـی بـاد بنفش

برچسب: نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:00

تو میفهمی حال و هوای منوخبر داری از حس دلتنگیام تمام جهان چشم به راه تو بگو من کدوم سمت دنیا بیام به امید این که ی روزی بیای دعا میکنم با تمام وجود که ایکاش میشد ببینم تو رو که ایکاش هر روز من جمعه بود شبیه همین ماهی توی تنگ که با فکر دریا نفس میکشه تو دنیای دلواپسی های من فقط فکر تو مثه آرامشه چقد

برچسب: نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:00

مینویسم که شب تار سحر میگردد یک نفر مانده از این قوم که برمیگرددروزهای زیادی عز رفتنت میگذرد،اما هنوز هم هوا سرد است،هنوز هم باران میبارد،هنوز هم وقتی دلتنگت میشوم ستاره ها را تماشا میکنم.هنوز خیالت با من است در من است.شبها در تنهایی اتاقم نامت را برای خودم و سکوت اتاقم زمزمه میکنم تا یادم نرود نام

برچسب: نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:00

صفحه بندی